لسان الملك سپهر

412

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

اظهار دعوت حضرت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله شش هزار و دويست و هفت سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » از پس آنكه مدت سه سال رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله مردمان را به نهانى دعوت همىفرمود ، و گروهى روش او گرفتند و به دو ايمان آوردند - چنان كه مرقوم افتاد - جبرئيل عليه السّلام از حضرت يزدان بيامد و اين آيه بياورد : فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ « 2 » . يعنى : اى محمّد ، آشكار كن دعوت خود را كه بدان مأمورى و از كافران هراسناك مباش . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تصميم عزم داد كه دعوت خويش آشكار كند و به كوه صفا برآمد و ندا در داد كه اى بنى غالب ، و اى بنى لؤىّ و اى بنى عدىّ و قبايل قريش را يك يك خواندن گرفت ، پس فرمود : يا صباحاه « 3 » . مردمان چون بانگ آن حضرت بشنيدند گفتند : همانا خطبى عظيم و داهيه‌اى بزرگ روى داده و به سوى او شتافتن گرفتند ، و هر كس خود نتوانست رفتن از قبل خويش كسى را نصب كرد و جملگى نزد آن حضرت انجمن شدند و گفتند : ما لك يا محمّد چيست تو را ؟ و از بهر چه ما را خوانده‌اى . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى جماعت قريش ، اشتروا أنفسكم لا أغنى عنكم من اللّه شيئا يا بنى عبد المطّلب لا اغنى عنكم من اللّه شيئا يا صفيّة عمّة رسول اللّه لا اغنى

--> ( 1 ) . برابر صفحه 575 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى . ( 2 ) . سورة الحجر 94 : آنچه را مأموريت دارى آشكارا ابلاغ كن و از مشركان روى بگردان . ( 3 ) . كلمه‌اى است كه مستغيث هنگام وقوع امر عظيم گويد ، و اين از آن برخاسته است كه پيشتر هنگام صباح غارت بر قبايل مىبرده‌اند ، پس مردم مىگفتند : يا صباحاه و وا صباحاه .